همجنسبازان آمریکا,بیماریهای جنسی,مقاربت,بی بند وباری جنسی

 

آمریکا و بی بندوباری جنسی؛ از ازدواج همجنس بازان تا انفجار بیماری های جنسی

مقاله حاضر، در خصوص نتیجه دهه ها آزادی جنسی و به تبع آن بی بندوباری جنسی است . نگارنده آمریکایی این مقاله، با برشمردن تبعات این بی بندوباری وضعیت وحشتناکی را برای جامعه آمریکا ترسیم کرده است ؛ طوری که همه دنیا آمریکا را مظهر بی شرمی و بی حیایی می دانند.

 

به گزارش سرويس بين الملل باشگاه خبرنگاران به نقل از گلوبال ریسرچ، هیچ چیزی در دنیا مثل رسوایی های جنسی ، مردم باحیا را ناراحت نمی کند . در حقیقت به گفته کارشناسان مسائل اجتماعی ، جامعه امروز آمریکا به شدت غرق در مسائل جنسی است . اکثر مردم آمریکا چیزی از اقتصاد سرشان نمی شود ، اما پای مسائل جنسی که به میان می آید همه برای خودشان یک پا کارشناس می شوند: مسائلی مثل سقط جنین ، آموزش مسائل جنسی در مدارس ، ازدواج همجنس بازان ، بارداری در سنین پائین و یا بیماری های مقاربتی .

اگر در مورد هر یک از این موضوعات بخواهید با کسی بحث کنید و یا بگوئید اشتباه می کنند ، خودتان را خسته کرده اید . زمانی بود که مردم آمریکا آنقدر شرم و حیا داشتند که در مورد مسائل جنسی خود و یا دیگران، سخنی به زبان نمی آوردند . اما بعد از گذشت دهه ها ، این روند بسیار تغییر کرده است. در اوایل قرن بیستم ، مردم آمریکا در مورد مسائل جنسی خود را به شدت مقید وتابع قوانین عرفی و انسانی می دانستند ، اما بعدها و در پی ایجاد "انقلاب جنسی" ، این روند تغییر کرد . الان مردم آمریکا فکر می کنند هرچقدر بی بندوبار تر باشند ، فرد خوبتری به نظر می رسند .

 

متاسفانه ، بیشتر آمریکائی ها از اینکه با افراد بیشتری رابطه جنسی داشته باشند ، احساس سربلندی می کنند . اما سوال اساسی و تکان دهنده اینجاست ، آیا این برای آمریکا خوب است؟ آیا جامعه ای با بی بندوباری جنسی خوب است یا جامعه ای با قوانین و مقررات مشخص و محدودکننده برای روابط جنسی ؟

باید گفت همه دنیا آمریکا را مظهر بی شرمی و بی حیایی می دانند. در واقع آمریکا رهبر بی بندوباری جنسی در کل جهان است . آمریکا تولید کننده بیشترین فیلم های پورنوگرافی در دنیاست . آمریکا هم اکنون بیشترین میزان بارداری دختران نوجوان در دنیا را دارد . فیلم های آمریکایی ، آزادانه بی بندوباری جنسی را تبلیغ می کنند . تلویزیون آمریکا هم این کار را می کند و موسیقی ما هم ... .

 

آمریکا سلطان سرگرمی دنیاست و به همین خاطر ارزش های جنسی آمریکایی در هر نقطه ای از زمین و در هر ساعتی ، اذهان مردم جهان را تحت تاثیر قرار می دهد .

در آمریکا ، مسائل جنسی به یک کودک 5 ساله در کودکستان آموزش داده می شود . اکثراً این آموزش ها بدون هرگونه شرم و یا آموزش های اخلاقی به بچه ها داده می شود .

سوال اینجاست ، آیا با این همه بی بندوباری جنسی ، آمریکا بهترین جای دنیاست ؟

آیا در این بی بندوباری جنسی ، هیچ نقطه تاریکی دیده نمی شود؟

متاسفانه باید گفت چرا دیده می شود...

 

** نابودی نهاد خانواده

بسیاری از جوانان آمریکایی از ازدواج وحشت دارند . چون دیگر نمی توانند با هر کسی و در هر جایی رابطه جنسی داشته باشند . امروز ، میزان ازدواج از هر زمانی در آمریکا کمتر است . برطبق نظرسنجی "موسسه تحقیقاتی پیو" ، 51 درصد آمریکایی های بالای 18 سال متاهل هستند . درحالیکه این آمار در دهه 60 ، 72 درصد بوده است . ایالات متحده آمریکا هم اکنون رکورددار میزان طلاق در کل دنیا است .

ایالات متحده کشور مجردهاست . این یعنی نهاد خانواده در آمریکا یا تشکیل نمی شود و یا خیلی کم است .

هم اکنون آمریکا ، رکورددار خانواده تک نفره در دنیا است . این بدترین خبر برای آمریکا است .

** بارداری دختران نوجوان

از دیگر نتایج ناراحت کننده بی بندوباری جنسی در ایالات متحده آمریکا، بارداری دختران نوجوانی است که از نظر قانونی به بزرگسالی نرسیده اند . امروز ما رکوردار این موضوع نیز در دنیا هستیم.

این چیزی است که ما به آن افتخار کنیم؟ رابطه جنسی موقف و غیررسمی ، چیزی است که دختران ما دوست دارند . به این آمارها که از دختران نوجوان جمع آوری شده است دقت کنید :

 

- به طور میانگین ، دختران ما در 15 سالگی دوشیزگی خود را از دست میدهند.

- 14 درصد دخترانی که رابطه جنسی داشته اند ، می گویند این کار را در مدرسه انجام داده اند.

- 52 درصد از دخترانی که رابطه جنسی داشته اند میگویند از هیچ وسیله ی جلوگیری از بارداری استفاده نکرده اند .

- یک نفر از سه دختری که مورد سوال قرار گرفته است ، می گوید مشکلات مقاربتی دارد.

- یک پنجم این دختران گفته اند ، می خواهند در نوجوانی مادر شوند.

آیا اینها ارزشهایی است که مامی خواهیم به دیگر کشورهای دنیا صادر کنیم ؟

** انفجار بیماری های جنسی

بیش از چند دهه است که ما شاهد انفجار بیماری های مقاربتی در آمریکا هستیم . برطبق یک تحقیق یک چهارم دختران نوجوانان آمریکائی ، حداقل یک بار از بیماری مقاربتی رنج برده است.

 

** 50 میلیون مورد سقط جنین

با اینکه کسی دوست ندارد در این مورد صحبت کند ، اما باید گفت که مسئله بی بند و باری جنسی، علت اصلی " بحران سقط جنین" در آمریکا است . یقیناً بی بندوباری جنسی عامل اصلی بارداری ناخواسته است و سقط جنین بهترین راه برای خلاص شدن از مشکلات آن است.

مسئله شوک آور این است که طبق یک تحقیق 86 درصد موارد سقط جنین برای راحتی از شر بچه انجام شده است.

بطور کلی ، سقط جنین، برای خیلی از آمریکایی ها ، راه خوبی است برای کنترل جمعیت ، همین الان 41 درصد بارداری ها در نیویورک به سقط ختم می شود .

حساب کنید بچه هایی که هرگز به دنیا نمی آیند...

با یک حساب سرانگشتی می توان گفت از زمان تصویب قانون سقط جنین در سال 1974 ، 53 میلیون سقط جنین صورت گرفته است .

 

** پورنوگرافی

آمریکای ها ملتی هستند که به شدت به فیلم پورنو معتاد شده است . هم اکنون آمریکا بیشترین فیلم های پورنو را درجهان تولید می کند. درحقیقت گردش مالی صنعت پورنو ، به تنهایی از گردش مالی فوتبال حرفه ای ، لیگ بسکتبال و بیسبال بیشتر است . مردم آمریکا آنقدر معتاد فیلم های جنسی هستند که برای دیدن آن ، تا رسیدن به خانه صبر نمی کنند . آمارها می گویند حدود 25 درصد کارمندانی که به اینترنت دسترسی دارند ، در محل کار خود این فیلم ها را تماشا می کنند.

متاسفانه ، قربانیان این صنعت کثیف ، یکی از آسیب پذیرترین اقشار جامعه ، یعنی کودکان هستند.

مقامات رسمی قضایی می گویند حدود 600 هزار آمریکایی و 65 هزار کانادایی مشغول تجارت عکس های مستهجن کودکان در فضای مجازی هستند .

** قاچاق انسان

یکی از پدیده هایی که به موازات بی بندوباری در حال گسترش در سرتاسر جهان است ، قاچاق انسان می باشد.

به آمارهایی که توسط خبرگزاری آزاد دیترویت گردآوری شده است توجه کنید :

- قاچاق انسان ، صنعتی 32 میلیارد دلاری در جهان است.

- هرساله ، بیش از 2 میلیون انسان ، در سرتاسر جهان قاچاق می شوند.

- هشت نفر از 10 نفری که قاچاق می شوند برای مقاصد جنسی و بقیه به خاطر یافتن شغل قاچاق می شوند .

- در سال 2010 ، 515/2 مورد قاچاق انسان در ایالات متحده به ثبت رسیده است .

- 83 درصد قربانیان قاچاق انسان در سال 2010 که به خاطر مسائل جنسی قاچاق شده اند ، شهروند آمریکا بوده اند .

 

قاچاق انسان مسئله ای است که ممکن است در شهر شما اتفاق بیافتد و شما هرگز متوجه آن نشوید . اکثر موارد قاچاق انسان ، به خاطر بی بندوباری جنسی مشتریان است . بی بندوباری جنسی در کشور آمریکا آنقدر همه گیر و فراگیر است که شما در هرکجای آمریکا که باشید از دست آن خلاصی ندارید.

هر روز شما خبرهایی از رابطه جنسی معلم و شاگرد می شنوید. شما فرزندتان را به مدرسه می فرستید و خبر ندارید معلمان مدرسه مثل گرگ برایش نقشه کشیده اند . به موارد زیر نگاه کنید :

- در یک مورد ، در فلوریدا یک معلم با داشتن رابطه جنسی با یک دانش آموز ، مدعی شد با این دانش آموز رابطه نداشته است بلکه با معلم مشاور مدرسه رابطه داشته است .

تنها معلم های مدرسه نیستند که به تجاوز جنسی متهم می شوند . حافظان امنیت یعنی پلیس ها نیز پای ثابت رسوایی های جنسی اند:

- در سن خوزه یک پلیس به جرم داشتن رابطه با دو دانش آموز پسر بازداشت شد.

چندین نسل از فرزندان آمریکا ، در فضای بی بندوباری جنسی رشد کرده اند و ما اکنون مجبوریم شاهد میوه های این درخت نحس باشیم .

اتفاقاتی که در پشت درهای بسته در این مملکت می افتد بسیار وحشتناک است.

نکته غم انگیز دیگر این است که مردم آمریکا بیش از هر زمان دیگری به بی بندوباری جنسی تمایل و کشش دارند.

بقیه مردم هم که با این بی بندوباری مخالفند ، مجبورند یا باید خفه بشوند و یا شاهد این باشند که فرزندانشان در مدرسه همه چیز را به بهانه آموزش مسائل جنسی یاد می گیرند.

این تنها آمریکا نیست که گرفتار و اسیر تجاوز و بی و بند و باری جنسی است . دیگر کشورهای غربی نیز همین گرفتاری ها را دارند .

طبق قانون جدید ایالت آلبرتا در کانادا، هیچ مدرسه ای ، اعم از مدارس خصوصی و مذهبی ، حق ندارد به بچه ها بگوید همجنس بازی گناه است.

 

در انگلستان ، "ویل یانگ" ستاره پاپ به بی بی سی گفته : اگر نخست وزیر بگوید ازدواج همجنس بازان اشتباه است، باید به جرم نفرت افکنی محاکمه شود.

در آلمان اگر والدین فرزندانشان را از رفتن به کلاس آموزش جنسی منع کنند ، به زندان محکوم می شوند.

کار به جائی رسیده است که قوانین علیه کسانی که جرات دارند جلوی بی بندوباری جنسی بایستند ، وضع می شود. آنجایی که کسی بخواهدعلیه ترویج بی بند و باری جنسی صحبت کند، آزادی بیان فراموش می شود. آیا ما نباید علیه آزادی بی حد و مرز جنسی در کشورمان صبحت کنیم ؟ نکته پایانی این است که مجبور است در اولین فرصت نگرش خود را در مورد مسائل جنسی تغییر دهد .

 

حالا که چندین دهه از آزادی و بی بندوباری جنسی گذشته و همه نتایج فلاکت بار آن را دیده اند ، آیا بهتر نبود مسائل جنسی را در لفافه قوانین عرفی و انسانی می بردیم و اینقدر آزادانه و بی شرمانه آنها را در جامعه بازگو نمی کردیم ؟/باشگاه خبرنگاران



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |

 

محسن افشانی, عکس محسن افشانی

 

به دلیل مشغله کاری فکر نمی کنم کار موسیقی را ادامه دهم و برای اولین و آخرین بار است که خوانندگی می کنم این  کار هم فقط به خاطر این بود که دوست داشتم کار خوانندگی را تجربه کنم.

 

 

محسن افشانی بازیگرجوان و دوست داشتنی سینمای ایران؛علاوه برکارگردانی و تهیه کنندگی به تازگی مانند دیگر بازیگران سینمایی کشورمان،دستی هم درعرصه موسیقی پیدا کرده و در آلبوم جدید محمد چناری خواننده خوب و خوش صدای موسیقی پاپ همکاری داشته است. سپهر قریشی برادر سحر قریشی نیز در این کار همکاری خواهد کرد. ساخت ترانه و ملودی این قطعه به عهده محمد چناری است و مهران عباسی هم تنظیم این قطعه را به عهده داشته است.

افشانی دراین باره به شبکه ایران گفت:من در یکی از ترک های آلبوم جدید محمد چناری بصورت همخوانی همکاری داشته ام.

وی افزود: قرار بود این ترک امروز شنبه ۲۰اسفند ماه بر روی سایت قرار بگیرد اما گویا به دلیل طولانی شدن تنظیم این کار در چند روز آینده تنها این یک قطعه بر روی سایت قرار خواهد گرفت.

این هنرمند اظهارداشت:به دلیل مشغله کاری فکر نمی کنم کار موسیقی را ادامه دهم و برای اولین و آخرین بار است که خوانندگی می کنم این کار هم فقط به خاطر این بود که دوست داشتم کار خوانندگی را تجربه کنم.

افشانی درمورد کارهای نوروز خود گفت:برای نوروز در تله فیلمی به کارگردانی بهروز خلجی با عنوان «شب سال تحویل»شرکت دارم که شب سال نو از شبکه یک پخش خواهد شد.

وی در پایان افزود: ۵ تا ۱۰فروردین ماه نیز درشهر لاراستان فارس به عنوان مجری برنامه در این شهر اجرا خواهم داشت.... / شبکه ایران 




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |

 

داستان کوتاه,داستانهای جالب

 


پسرش كه دنیا آمد؛‌ تپل و مپل بود عینهو یك پهلوان.‌.. یك رستم درست و حسابی.‌  از روزی كه دنیا آمد وقتی پدر دستش را نوازش كرد؛ انگشتان كوچولویش را دور انگشت اشاره پدر گــره كرد. پدر ذوق زده به همه نشان داد:‌  ببینید میشه روش حساب كرد از حالا دستمو محكم گرفته!‌ مادر بزرگها و پدر بزرگها و خاله و عمه و عمو و دائی كه برای زایمان زنش؛‌ همه تو بیمارستان جمع شده بودند ذوق زده بودند و شاد نگاهش می‌كردند.‌ بچه در آغوش زنش بود؛‌ به هم عمیق نگاه كردند و هر دو بالای سر نوزاد را بوسیدند...!

 

بچه ها كه بزرگ می‌شوند یادمان می‌رود چه عادتهایی دارند؛‌ اما بعضی از عادتهای آنها باقی می‌ماند؛ همیشه عادت كرده بود انگشت پدر را محكم بگیرد..تازه كه می‌خواستند راهش بیندازند پدر انگشتان اشاره اش را به سمت او می‌گرفت و او با دستان كوچك و تپلش انگشتش را می‌گرفت؛‌ بالاخره همینجوری راه افتاد. پدر می‌گفت:‌ دیدی گفتم میشه روش حساب كرد دستمو محكم می‌گیره..

 

زنش از اداره آمده بود و داشت برای شام آشپزی می‌كرد؛‌ لبخندی زد و به هردو نگاه كرد. پدر گفت ای جانم!‌ خسته شدم بگذار دراز بكشم؛‌ آهان حالا چاقالو بیا روی شكمم...و اول یك پایش را خم می‌كرد بعد آن یكی پا را خیلی با احتیاط  صاف دراز میكرد و می‌نشست و بعد دراز می‌كشید و بچه را میگذاشت روی شكمش و بازی می‌كردند...

 

:‌ پدر دنبالم میكنی؟‌  هر وقت این درخواست میشد مادر می‌گفت:‌ من آمدم بگیرمـش... اما اینبار دوباره گفت:‌ پدر!‌ پدر دنبالم می‌كنی؛ تند می‌دوی منو بگیری؟‌

 

پدرو مادر نگاه عمیقی به هم انداختند؛‌ پدر گفت:‌ بدو آمدم بگیرمت!‌

 

پسرك با شوق می‌دوید دور اطاق و پدر در حالی كه به سختی پاها را بلند میكرد؛‌ شروع كرد به تند تند راه رفتن برای دنبال كردنش.  پسرك با نا امیدی برگشت و گفت:‌ تندتر پدر؛‌ تند تند.‌.

مادر گفت:‌ نه پسرم؛‌ بابات؛‌ بزرگه پاش میخوره به میزو صندلی می‌شكنند.. بگذار بابا همینجوری دنبالت كنه.

 

پدر گفت:‌ آره پسرم؛‌ مامان ناراحت میشه اگه چیزی بشكنه.!! حالا  تو بیا منو بگیر كوچولو.

و هر دو نگاه عمیقی به هم انداختند....

 

جلوی دبستان ایستاده بود و منتظر پسرش بود كه جلوی در مدرسه پیدایش بشود؛ بچه ها شیطان و بازیگوش می‌دویدند و از لای در مدرسه كه پدرها را می‌دیدند؛‌ شیر می‌شدند و مثل گلوله به سمت پدر و مادرهاشان می‌دویدند. پسرش دوید بیرون با كوله پشتی كوچولوی كلاس اولی ها.‌ دستانش را به سمت پدر باز كرد كه بپرد بقلش. پدر مثل همیشه یك پایش را خم كرد و با پای صاف و كشیده دیگر كمی‌ خم شد و او را در آغوش كشید و بالا برد و بقل كرد. پسر گفت:‌ سلام بابا؛‌ منو مثل عمو می‌چرخونی؟:‌ نه پسرم توی كوچه ایم پات میخوره تو صورت بچه های مدرسه؛‌ بارك الله  كوچولو حالا بیا پائین دستمو بگیر مثل دو تا مرد با هم راه بریم.‌

 

هفته دفاع مقدس بود؛ توی كلاس داشتند از جنگ و رزمنــده و جانبــاز صحبـت می‌كردند؛‌ كه خانم معلم بعد از یك مقداری توضیح راجع به جنك و رزمنده ها؛‌ ناگهان  رو  كرد به بچه های كلاس و گفت:‌ جانباز!‌ مثل پدر این پسر گلم كه یك پاشو از دست داده است؛‌ رفته جبهه جنگیده؛‌ از كشورمون دفاع كرده؛‌ یكی از اعضا بدنش را از دست داده اما شهید نشده و زنده است؛‌ و مایه افتخار همه ماها. به افتخار پدر این پسر گلمون یك دست مرتب بزنید..... و همه بچه ها دست زده بودند و پیش خودشون به اون حسودی كرده بودند كه خوش به حالش.. با خودش فكر كرد:‌ خانم معلم اشتباه گرفته؛‌ من كه بابام چیزیش نیست...؟ بابا جبهه رفته و جنگیده اما چیزیش نیست؛ ولی عیبی نداره برام دست زدند؛‌ دیگه نمیشه به خانم بگم اشتباه كرده آبروش میره جلوی بچه ها....

 

تا شب توی فكر بود؛‌ منتظر بود بابا بیاد تا بهش بگه خانم معلم چه اشتباهی كرده و یكی از عكسهای جبهه بابا را بگیره ببره برای خانم معلم.‌ پدر آمد و اینبار پسر كوچولو با دقت بیشتری به پدر نگاه كرد و دید كه پدر وقتی كه خم شد بند كفشهاشو باز كنه یكی از پاهاشو خم نكرد هیچوقت متوجه این ماجرا نمی‌شد.‌ دوید جلو وبا كنجكاوی گفت: سلام پدر  چرا پاتو خم نكردی...؟

 

پدر گفت: سلام كوچولو سلام قهرمان؛‌ خسته ام پام درد میكنه .‌.... نمی‌تونم راه بیام؛ بیا منو راه ببر تا تو اطاق؛‌ بیا بیا دستمو بگیر كوچولو. پسرك با شیطنت دست پدر را گرفت اما ذول زده بود به پای پدر و شروع كرد به تعریف كردن كه:‌ پدر امروز خانم معلم توی كلاس منو اشتباهی گرفت همه برام دست زدند!‌  مادر داشت  چایی كه ریخته بود می‌آورد  خنده كنان گفت:‌ سلام؛‌ خسته نباشی.‌ و روشو كرد به پسرش و پرسید:‌ چی رو اشتباه گرفته بود؛ مادرم؟‌

 

پسرك باز هم رو به پدر گفت:‌ شما رو اشتباه گرفته بودند؛‌ خانم معلم می‌گفت  شما شهیـد شدی؛‌ اما هنـوز زنده ای!‌ بعـد برامون دست زدند!‌.... پدر و مادر نگاه عمیقی به هم انداختند؛‌ پدر كه تازه نشسته بود عرق پیشانی اش را آرام پاك كرد؛‌ از همسرش  برای چایی تشكر  كرد و با دقت به پسرش نگاه كرد؛‌ كمی‌ سكوت كرد و به هوای مرتب كردن كوسنهای پشت كمرش كمی‌ وقت كشی كرد و بعد گفت:‌ نه پسرم معلمت ماهارو اشتباه نگرفته.‌

 

زن سینی چائی به بقل نشست!‌ با دقت به پسرش نگاه كرد و گفت:‌ نه مادرم؛‌ شمارو اشتباه نگرفتند ولی شما چون كوچولویی هنوز متوجه منظور خانم معلم نشدی.

 

پسرك هاج و واج و با عجله؛‌ انگار كه بخواد جلوی اشتباه مادر و پدر را هم بگیرد تا آنها هم همان اشتباه خانم معلم را نكننــد گفت:‌ نه مامانی؛‌ اون فكر می‌كرد بابا شهید شده ولی هنوز زنده است.‌ می‌گفت یعنی بابا زخمی‌ شده؛‌ پاش  یك چیزیش شده.‌

 

پدر گفت:‌ بیا؛‌ بیا بقلم تا برات تعریف كنم یعنی چی؛‌ تو یك قهرمانی؛‌ یك قهرمان كوچولو و انگشتش را به سمت پسر كوچولو دراز كرد؛‌ پسر روی عادت فورا"  دستش را دور انگشت پدر مشت كرد و روی پای دراز شده پدر پرید و رفت بالای زانوی پدر نشست.‌

 

پدر آرام آرام شروع كرد برای او از جبهه و جنگ تعریف كردن؛‌ و پسرك با بی تابی گفت:‌ می‌دونم پدر؛‌ عكسهاتو هم دیدم؛‌ میدونم آن دوستت كه توی عكسه شهید شده برام گفتی!‌ ولی اون شهید شده نه شما! من هم همینو میگم عكس دوستتو با خودت بده ببرم نشون بدم؛‌ بگم اون شهید شـده.‌.   پدر خندید؛‌ عمیق و خشك و.. نمناك؛‌ گفت:‌ نه پدر جان گوش كن شما دیگه از الان یك مرد درست حسابی می‌شی گوش كن!‌ حاضری؟‌ بگم؟‌ تعریف كنم؟‌ پسرك هم كه منتظر یك داستان مهیج و دلنشین بود به سرعت گفت:‌ بگید.!

 

پدر باز شروع كرد آرام آرام از جنگ گفتن و اینكه آن روز كه دوستش كشته شده بود.‌ پسرك اصلاح كرد:‌ شهید شده بود..! پدر لبخند زد و گفت بله شهید شد؛ اما از آن روز یك چیزی برای قهرمان كوچك گفته نشده بود و آن اینكه پدر یكی از پاهایش را همان جا از دست داده بود و هفت سال بود كه پدر و مادر با دقت تمام این مسئله را از او پنهان كرده بودند.‌

 

پسرك با چشمان از حدقه در آمده گفت:‌ یعنی شما یك پا ندارید؟ پدر سرش را بالا گرفت و خیلی محكم و جدی گفت:‌ بلــه!‌  پسر تا حالا پدر را اینقدر جدی ندیده بود؛‌ جدی؛‌ آرام؛‌  و قوی.‌ پسر گفت:‌ ایناهاش؛‌ یكی؛‌ دوتا!‌

 

پدر گفت:‌ یكی از پاها مصنوعیه؛‌ میخواهی نشونت بدم.‌  مادر گفت:‌ مامان جون خیلی جالبه مثل آدم آهنیت كه پاهاش آهنی و قوی هست. اینقدر خوشت می‌آد.

 

پسرك خودش را از روی پای پدربه پائین  ســر داد و عقب ایستاد و گفت:‌ ببینـــم؟‌

 

پدر به آرامی‌ پاچه شلوار را بالا زد؛‌ برایش سخت بود؛‌ سالها بود با پوشیدن جورابهای كلفت و بلند مواظب بود كه پسر عزیزش چشمش به پای مصنوعی اش نیافتد؛ حتی در گرمای تابستان كه دوستانش كه وضعیتی شبیه او داشتند گهگاهی از زخم شدن پاهایشان گله می‌كردند و پای مصنوعی را در می‌آوردند و با عصا بیرون می‌آمدند؛ زخم و درد را تحمل كرده بود تا كودك آزرده و غمگین نشود؛ تا به سنی برسد كه بفهمد؛‌ آنچه را كه بایـد.

 

مادر روی زمین نشست و به پدر كمك كرد؛‌ وقتی پدر همانطور كه دولا شده بود جورابش را در آورد به فكر فرو رفت؛‌ مادر مثل همیشه به كمك پدر آمد و با آرامش و احترام شروع به در آوردن جوراب كرد؛‌ هر دو نگاه عمیقی به هم انداختند و جوراب كه درآمد.‌ پسرك برای اولین بار در زندگیش یك پای مصنوعی دید؛‌ به رنگ پوست بدن؛‌ براق و صیقلی زیر نور اطاق برق میزد.. صاف بدون هیچ چین و چروكی.‌  مادر و پدر كمی‌ پاچه شلوار را بالاتر زدند و به او نگاه كردند و مادر گفت:‌ ایناهاش.‌ بیا جلو ببینش؛‌ بیا مادر  بیا بهش دست بزن.‌

 

پسرك با  احتیاط  جلو رفت؛‌ كمی‌ شك داشت كه دست بزند یا نه؟‌ راستـش دلش برای پــدر سوختــه بــود؛‌ كه اینجور آرام به او نگاه می‌كرد و پایش را دراز كرده بود.‌ باز به پدر نگاه كرد.

 

پدر چشمكی  زد و با ســر به او اشاره كرد كه بیا جلو.‌ پسرك گفت:‌ از جاش در می‌آد؟ درش می‌آری؟

 

پدر با لبخند سری تكان داد و به آرامی‌ فشاری به پای مصنوعی آورد؛‌ و مــادر با احتیـــاط  پای مصنوعی را از پاچه شلوار به سمت بیرون كشید.‌حالا جـای پـای پـدر در شلوار خـالی بـود.!‌

باز به پدر نگاهی انداخت.‌

 

به پدر گفت:‌ پا مصنوعی واقعیـــه؟‌

 

پـدر و مادر؛‌ از سئوالش جا خوردند؛‌ از تناقضی كه در جمله بود  خنده شان گرفت؛‌ به هم نگاه می‌كردند و می‌خندیدند؛‌ اما پــدر بیشتر از مادر می‌خندید؛‌ از ته دل؛‌ از ته ته دلش.‌... قاه قاه...

 

پدر گفت:‌ واقعیه.‌ واقعی  واقعی.!

 

داشت نقاشی می‌كشیــد؛‌ با خودش به نتیجه رسیده بود كه معلم بیخودی نگفته بود برایشان دست بزنند؛‌ پدرش یك شعبده باز واقعی بــود؛‌  هم شهیـد بود؛‌ هم زنــده!‌  تــازه.‌.توی این سالها پای واقعیش را زیر پای مصنوعی قایــم كــرده بــود!  به خودش گفت:‌ هیچ پدری مثل پدر من قهرمان نیست؛‌ پدر من قهرمان واقعیه.‌

 

پـدر نشست  هنوز پای مصنوعی كنار دست پسرك بود؛‌ تا دید پدر روی مبل نشست و از چرت زدنش بیدار شده؛‌ خواست پای مصنوعی را بقل كند ببرد برای پــدرش.‌.

 

پدرگفت:‌ نه اونو نیارش؛‌  بیا قهرمان؛‌ بیـا  خودت به من كمك كن!‌

 

و انگشتش را دراز كرد:‌  دستمو بگیر كوچولــو.

 

منبع:seemorgh.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |

تیم فوتبال رئال مادرید  , رونالدو  , مورینیو

 

سرمربی تیم فوتبال رئال مادرید اسپانیا پس از تساوی تیمش در واپسین دقایق بازی در مسکو گفت: «یعنی واقعا خطا روی رونالدو را ندیدند؟»

به گزارش سرویس ورزشی جام نیوز، خوزه مورینیو تساوی به دست آمده را خوب توصیف کرد و گفت: «به هر حال اگر به نام دو تیم کاری نداشته باشیم، نتیجه خوبی کسب شده و تساوی در خانه حریف به خودی خود بد نیست. ما در بازی برگشت برگ برنده‌های زیادی داریم و در خانه خود به یک پیروزی قاطعانه و پر گل فکر می‌کنیم.»

مورینیو ادامه داد: «بد بازی نکردیم و با توجه به چند فاکتور مخالف مثل سرما، قدرت بدنی حریف، خطاهای زیاد و داوری جالب این بازی به نتیجه بسیار خوبی دست پیدا کردیم.»

واسیلی بارزوتسکی روی رونالدو خطا کرد و او را شارژ کرد. داور این صحنه را خطا نگرفت و 14 ثانیه بعد، خطای کوئنترائو را گرفت تا ورنبلوم گل تساوی زسکا را بزند.

مورینیو در خصوص خطا روی رونالدو نیز گفت: «یعنی واقعا خطا روی رونالدو را ندیدند؟ 14 ثانیه قبل از اتفاق آخر بازی و کاری که کوئنترائو انجام داد، شاهد خطای شدید حریف روی رونالدو بودیم، باورم نمی‌شود چنین اتفاقی در فوتبال خطا نباشد، من بعد از ماجرای لیگ قهرمانان اروپا تصمیم گرفتم کاری با داوری نداشته باشم و اکنون به داور معترض نیستم و تصور می‌کنم در این همه سال قوانین فوتبال را اشتباه آموخته‌ام، شاید تعریف ما از خطا درست نباشد و حوادث دیگری باید رخ دهد تا داور خطا بگیرد.»



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |

هری پاتر,بازیگر هری پاتر

 

 

 

این بازیگر ۲۲ ساله حدود ۱۰ سال نقش یک جادوگر نوجوان را بازی کرد و از این راه درآمد بسیار زیادی کسب کرد اما ظاهرا" نمی داند با این پولها چه کار کند و به همین دلیل تلاش می کند راهی برای خرج کردن پولهایش بیابد.

 

دانیل رادکلیف می گوید: "من واقعا"چیزی پیدا نمی کنم که بتوانم پولهایم را برای خرید آن هدر بدهم. شماباید از روپرت گرینت سئوال کنید که با پولهایش چه می کند زیرا او همه پولهایش را صرف خریدن چیزهایی می کند که همه ما وقتی ۵ ساله بودیم آرزو داشتیم بخریم."

 

روپرت یک ون بستنی فروشی، خوک، شتر بی کوهان و طاووس خریده است. او آرزوهای دوران کودکی اش را کاملا" برآورده کرده است . من واقعا" هیچ اتاق و فضای خالی برای شتر بی کوهان ندارم." aftabir.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان

امروزه می‌توان افراد بسیاری را یافت که قصد دارند دستنوشته‌ها، داستان‌ها یا اشعار خود را به چاپ برسانند. همچنین بسیاری از دانشجویان و اساتید دانشگاهی نیز تحقیقات و مطالعاتی دارند که در صورت وجود شرایط مناسب می‌توانند به چاپ آن‌ها اقدام نمایند. اما عامل اصلی بازدارنده در این راه افزایش هزینه‌های چاپ کتاب است و همین مشکل سبب شده است که انتشارات مختلف تنها تمایل به چاپ کتاب‌هایی داشته باشند که فروش آن‌ها تضمین شده باشد. اما سوالی که وجود دارد این است که آیا نمی‌توان با هزینه بسیار پایین و یا با هزینه شخصی اقدام به چاپ کتاب نمود؟ هم اکنون برخی انتشارات و موسسات به صورت تخصصی وارد حوزه نشر شده‌اند و با چاپ تعداد زیادی کتاب در طول سال هزینه‌ها را تا حد بسیار زیادی پایین آورده‌اند. برای مثال می‌توان به موسسه چاپ کتاب نارون پاب اشاره کرد که با استفاده از نیروهای متخصص و جوان قادر است در طول یک ماه و با کمترین هزینه تمامی مراحل چاپ کتاب شما را انجام دهد.


چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان


خدمات موسسه نارون پاب در زمینه چاپ کتاب

موسسه نارون پاب با هدف کاهش زمان و هزینه چاپ کتاب هم اکنون چندین انتشارات زیرمجموعه در حوزه‌های مختلف دارد و تمامی خدمات چاپ کتاب را از آغاز تا پایان کار انجام می‌دهد. برخی از خدمات این موسسه عبارتند از:


صفحه آرایی و تایپ کتاب
مشاوره در زمینه انتخاب عنوان کتاب
طراحی جلد کتاب
دریافت فیپا برای کتاب
دریافت مجوزهای لازم برای کتاب
تهیه فیلم، زینک متن و جلد کتاب
چاپ متن و جلد کتاب
انتخاب سلفون و یووی
صحافی کتاب

چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان


آیا امکان دریافت مشاوره وجود دارد؟

موسسه نارون پاب این امکان را فراهم کرده است که تمامی افراد بتوانند از خدمات مشاوره رایگان آن استفاده کنند. بنابراین حتی اگر قصد چاپ کتاب در زمان کنونی را ندارید یا علاقمند به چاپ کتاب در انتشارات دیگری هستید می‌توانید از خدمات مشاوره کامل این موسسه استفاده نمایید.


خدمات ما در چه رشته‌هایی است؟

این موسسه آمادگی دارد کتاب‌های علمی دانشجویان و اساتید را در کمتر از 1 ماه به چاپ برساند. رشته‌های تحت پوشش این موسسه در حوزه چاپ کتاب به شرح زیر است (برای اطلاع از وضعیت رشته خود با ما مکاتبه کنید):


چاپ کتاب در رشته روانشناسی و مشاوره
چاپ کتاب در رشته‌های علوم تربیتی
چاپ کتاب در رشته‌های مدیریت و حسابداری
چاپ کتاب در رشته اقتصاد
چاپ کتاب در رشته تاریخ و جغرافیا
چاپ کتاب در رشته عمران و معماری
چاپ کتاب در رشته مهندسی برق
چاپ کتاب در رشته مهندسی صنایع
چاپ کتاب در رشته مهندسی مکانیک
چاپ کتاب در رشته مهندسی کشاورزی
چاپ کتاب در رشته‌های علوم پایه
چاپ کتاب در رشته‌های پزشکی و سلامت
بهترین راه تماس با موسسه نارون پاب چیست؟

برای اطلاع از خدمات موسسه نارون پاب در خصوص چاپ تخصصی کتاب می‌توانید به صورت آنلاین درخواست خود را ثبت کنید. برای این منظور می‌توانید به صفحه ثبت سفارش مراجعه نمایید. همچنین برای تماس تلفنی یا تماس از طریق تلگرام می‌توانید از شماره‌های قرار گرفته در صفحه تماس با ما استفاده نمایید.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |

 

 

 

خاتمی محمد خاتمی خاتمی رئیس جمهور سابق ایران

 

 

 

 

گویا تا اطلاع ثانوی گزینه 'تحریم' دستور غربی ها به لیبرال ها در کشورهای اسلامی است. همانطور که در ایران اسلامی محمد خاتمی انتخابات را تحریم کرد ایاد علاوی هم مسلک ایشان نیز انتخابات عراق را تحریم کرده اند.

 

به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، "ایاد علاوی" رئیس فراکسیون "العراقیه" و نخست وزیر سابق عراق شنبه 4 فوریه (15بهمن) در گفتگو با روزنامه لبنانی السفیر گفت: «وضعیت سیاسی در عراق به نقطه شرم آوردی رسیده است که در شان مردم عراق نیست.»

"علاوی" افزود: «من از مردم عراق می خواهم که در انتخابات جدید شرکت نکنند یا در صورت شرکت کردن، کسانی را که در حال حاضر موجب لطمه زدن به عراق شده اند را انتخاب نکنند. ما سیاست مداران خیلی به مردم ظلم کردیم.»

 

"ایاد علاوی" اظهار داشت: «وجود آمریکا همچنان در عراق احساس می شود و سخن گفتن از خروج آمریکا از عراق، سخنی خنده دار و بیهوده است.»

 

"علاوی" در خاتمه گفت: «من از قطر حتی یک دلار دریافت نکرده ام و این ادعا که "العراقیه" در قطر و یا ترکیه تشکیل شده است یا از این دو حمایت می شود سخنی بیهوده است.»

 

 

کاش آقای علاوی معیارهایی برای سیاست شرم آور مشخص می کردند تا منظورشان از این سیاست به طور واضح مشخص شود. باید از ایشان و کسانی که مثل ایشان فکر می کنند پرسید چگونه است که خواهش از کشور بیگانه و آدمکشی مثل آمریکا که رهبرش قبل از اشغال عراق از انتقام از کشته های جنگ های صلیبی سخنرانی کرده بود شرم آور تلقی نمی شود؟

 

 

گفتنی است گویا تا اطلاع ثانوی گزینه "تحریم" دستور غربی ها به لیبرال ها در کشورهای اسلامی است. همانطور که در ایران اسلامی محمد خاتمی انتخابات را تحریم کرد ایاد علاوی هم مسلک ایشان نیز انتخابات عراق را تحریم کرده اند..../جام نیوز




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |

 

 

مهرداد پولادی , پرسپولیس

 

مهرداد پولادی ملی پوش تیم مس کرمان که بدلیل اختلاف با بلاژویچ تمرینات این تیم را ترک کرده بود با توافق با مدیران مس قراردادش را با مس فسخ کرد و در این هفته قراردادش را با پرسپولیس به امضا می‌رساند.

گل نوشت: مهراد پولادی شنبه در کرمان قراردادش را با مس کرمان فسخ خواهد کرد و از این هفته پیراهن قرمز پرسپولس را برتن می‌کند.

او در این مدت تمریناتش را زیر نظر میک مربی بدنساز تیم ملی انجام می‌داد.

پولادی به عنوان بازیکن قرضی به پرسپولیس می پیوندد.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |

 

رمان,رمان تاریخی

 

کتاب - دو رمان تاریخی و خواندنی «دیلماج» و «لالایی برای دختر مرده» که هر دو روایتی متفاوت از اتفاقات دوران مشروطه است، تجدید چاپ شدند.

به گزارش خبرآنلاین، رمان خواندنی «دیلماج» نوشته حمیدرضا شاه‌آبادی از سوی نشر افق برای پنجمین بار روانه بازار کتاب شد. دیلماج پیش تر جایزه داستان متفاوت «واو» و جایزه نخست شهید حبیب غنی‌پور را برای شاه‌آبادی به ارمغان آورده است. این رمان که ساختاری تاریخی تخیلی دارد سرگشتگی‌های یک انسان روشنفکر در دوره قاجار را به تصویر کشیده است.

ناشر در معرفی این رمان نوشته است: میرزا یوسف‌خان مستوفی مشهور به دیلماج در تاریخ چهره‌ ناشناخته و رازآلودی است. عده‌ای تحسین و تمجیدش کرده‌اند: از آن دسته دلباختگان وطن بود که در راه حصول آزادی و پیشرفت مدنیت ایران سر از پا نمی‌شناخت و عده‌ای خوار و خفیفش داشته‌اند: «خیانتی نبود که نکرد و رذالتی نبود که بروز نداد.»

اما این چهره‌ پیچیده، در زندگی‌نامه‌ خود نوشته‌اش بسیار بسیط و ساده است: «لکه‌ای بودم در آیینه‌ وجود. به‌جا خواهم ماند یا نه، خود نمی‌دانم. اگر بمانم از این پس هر که به قصد دیدار خود در این آیینه نظر کند، یوسف دیلماج را خواهد دید.»

شاه‌آبادی در این رمان، شخصیت‌ها و حوادثی آفریده است که همه نام و رنگی از تاریخ و واقعیت دارند اما هیچ‌یک واقعی نیستند.

«لالایی برای دختر مرده» نیز دیگر اثر شاه آبادی است که مضمونی اجتماعی تاریخی دارد و به ماجرای فروش دختران قوچانی در دوران مشروطه ایران می‌پردازد. این کتاب نیز با استقبال خوب مخاطبان همراه بوده است. ناشر در معرفی این رمان که به چاپ چهارم رسیده است: « ماجرای دختران قوچانی چه بود؟ وقتی زهره، یکی از دخترهای کلاس دوم دبیرستان آنچه را که می‌دید برای دیگران شرح داد، هیچ‌کس حرفش را باور نکرد. زهره این حرف را اولین‌بار به نزدیک‌ترین دوستش مینا گفت و بالاخره خبر در تمام شهرک پیچید. زهره می‌گفت دختری را می‌شناسد که موهای خاکستری دارد، دست‌هایش از آرنج به پایین سوخته و از همه مهم‌تر صد سال پیش مرده است!»

این دو رمان با قیمت 3هزار تومان در بازار نشر وجود دارد.

ساکنان پایتخت برای تهیه این دو کتاب ‌ کافیست با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و کتاب را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. هموطنان سایر شهر‌ها نیز با پرداخت هزینه پستی ارسال، می‌توانند تلفنی سفارش خرید بدهند.... / خبرآنلاین



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |

 

۵ راه حل مفید برای کودکان چاق؟

 

 

۱) فقط روی اضافه وزن بچه چاق تکیه نکنید:

بچه هایی که اضافه وزن دارند تافته جدا بافته ندانیم .اگر فرزند شما دارای اضافه وزن است برای او محیطی فراهم کنید که مورد حمایت قرار گیرد و انگیزه تغییر در او بوجود آید. راه حل اساسی برای این مساله باید جست.این را بفهمیم ، بسیار مشکل است که شما همسالانتان را در مدرسه ببینید که هرکدام خوراکی ها و غذاهای مورد علاقه خود رامی خورند و شما مجبورید با یک غذای رژیمی و بی مزه روز را بگذرانید.باید ابتدا در خا نواده تحریم فست فود ها برای تمام اعضا جاری باشد تا کودک بداند این قوانین الزام و اهمیت حیاتی دارند و دوما سعی شود که وعده های غذایی تمام اعضا، خانواده را به مرور کم کرد ، این کار هم برای کودکان خوب است وهم برای بزرگسالان و در ضمن کودک این کار را به عنوان یک قانون جدید در ذهن نهادینه میکند و اجبار فردی روی آن نمی بیند و حالت تدافعی به خود نمی گیرد.

 

۲) به کودکان نحوه درست خرید کردن را یاد دهیم :

بهتر است به هنگام خرید از خوار بار فروشی او همراه شما نباشد واگر تا کنون فرزند شما این کار را انجام میداد و به سوپرمارکت می رفت از امروز به طریقی که او پی به انگیزه شما نبرد این امکان را از او بگییرید و اگر به اصرار با شما همراه می شود به او نحوه خرید غذای سالم و کم کالری را نشان دهید. با این کار نیمی از اشتهای کاذب او که با دیدن غذاهای آماده و پر ذرق و برق و تنقلات و شیرینی جات تحریک می شد را می گیرید و در صورت همراهی با شما به او آموزش می دهید غذاو تنقلات سالم کدام است . هنگامی که میهمان دارید بعد از تعارف هر وعده پذیرایی بدون ذکر علت در جمع آنها را از محل دور کنید و یا از خود او بخواهید مثلا شکلات ها را به آشپز خانه ببرد.

 

۳) به فرزندتان در مورد احساس گرسنگی واقعی و زمان آن آموزش دهید:

فرزند شما باید این را بداند که گرسنگی واقعی چگونه است . او باید بداند که هنگامی که میل به پفک یا چیپس و یا اسنک دارد او گرسنه نیست و گرسنگی حسی است که حتما با خوردن وعده غذایی برطرف میشود.اگر او در حالات گوناگون احساس می کند گرسنه است او را به خوردن میوه ترغیب کنید و یا از چند عدد مغز وخشکبار برای رفع این عطش استفاده کنید. در درجه اول روی سخن این بخش با والدین است و آن این است که اگر این تنقلات بی ارزش در خانه نباشد فرزند شما آنها را هوس نمی کند و نمی خواهد.

 

۴) آموزش نوشیدن:

بچه ها معمولا کالری های بی ارزش می نوشند. این بدان معنی است که آنها به جای نوشیدن آب یا شیر و یا آب میوه های طبیعی از نوشابه های گاز دار و یا آب میوه های اماده استفاده می کنند. این نوشیدنی ها برای کودک چاق بسیار مضر است. آموزش خوردن آب فراوان به کودک به جای این نوشیدنی های کم ارزش او را زودتر به حالت مطلوب می رساند . چای و قهوه هم بهتر است کمتر نوشیده شوند و چرا که باعث از دست دادن آب بدن می شوند . برای اینکه آب خوردن در کودک نهادینه شود باید این رفتار فرم عادتی پیدا کند پس این برنامه برای تمام اعضاء خانواده اجرا لازم الاجرا است.

۵) تلویزیون و چاقی :

تحقیقات نشان داده بچه هایی که تلویزیون بیشتر نگاه می کنند از سایر همسالان خود اضافه وزن بیشتری دارند . یکی از بهترین راهها برای اینکه کودک شما کمتر تلویزیون نگاه کند این است که موقع شام خوردن تلویزیون را خاموش کنید و شام را در محیط گرم خانواده و بدور از فشار های جانبی بگذرانید. برای بچه ها امروز این تقریبا یک عادت شده که همراه با تماشای تلویزیون غذا بخورند و یا هنگام بازی با ویدئو گیم تنقلات مصرف کنند در حالی که این کارها اصلا انرژی خاصی نمی برد.البته این عادت در کودکان ناشی از رفتار غلط بزرگسالان است . برای دور کردن کودک از تلویزیون از جمع خانواده شروع کنیم یعنی در ساعاتی از روز که همه با هم هستیم بازی های فکری و یا مطالعه و حتی رسیدگی به باغچه و ...بهترین گزینه ها هستند. .هرگز در مقابل تلویزیون وعده غذایی را صرف نکنیم .

پورتال سیمرغ

دریافت دانستنیها         ثبت         آفتاب من                 چاپ         بازگش



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : saminbanoo |
رپورتاژ
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
چگونه راننده دینگ شویم؟
طرز تهیه روغن خراطین
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
اهواز چت
انجام پایان نامه مدیریت
فروشگاه اسباب بازی بازیجو
نمایندگی برندها در ایران
نحوه کاشت ابرو و مزایای آن
سامانه جامع مشاغل شهرری
تومور اربیت ، علائم ، درمان و جراحی آن ها
برگزاری دوره های آموزشی حرفه ای توسط رایتک
سایت مربوط به قیمت کالاهای دیجیتال
فال حافظ
طراحی سایت با وب افرا
صنعت پرورش شتر مرغ
تورهای لحظه آخری ارزان قیمت اروپا آنتالیا روسیه و استانبول
استفاده از میز و صندلی های استاندارد در تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت

لینک های مفید
افزایش فالوور اینستاگرام | آموزش مجازی | جوش فلزات | تجهیزات تالار | کاغذ دیواری | کاغذ دیواری |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.